جراح وتعمیرکار
روزي جراحي براي تعمير اتومبيلش آن را به تعميرگاهي برد!
تعميرکار بعد از تعمير به جراح گفت: من تمام اجزا ماشين را به خوبي مي
شناسم و موتور و قلب آن را کامل باز مي کنم و تعمير ميکنم! در حقيقت
من آن را زنده مي کنم! حال چطور درآمد سالانه ي من يک صدم شما هم
نيست؟!
جراح نگاهي به تعميرکار انداخت و گفت : اگر مي خواهي درآمدت
???برابر
من شود اينبار سعي کن زماني که موتور در حال کار است آن را تعمير
کني!
+ نوشته شده در دوشنبه بیست و دوم خرداد ۱۳۹۱ ساعت 23:22 توسط فرخنده مهران پور
|

قلمی خواهم ساخت از نی باغ بهشت جوهر ازشیشه ذات کاغذازصفحه ی دل