باور خودمون
شخصی سر کلاس ریاضی خوابش برد. زنگ را زدند بیدار شد و با عجله دو مسئله را
که روی تخته سیاه نوشته شده بود یادداشت کرد و با این «باور» که استاد آنرا به
تکلیف منزل داده است به منزل برد و تمام آنروز و آن شب برای حل کردن آنها فکر
کرد. هیچیک را نتوانست حل کند. اما طی هفته دست از کوشش برنداشت.
سرانجام یکی از آنها را حل و به کلاس آورد. استاد به کلی مبهوت شد زیرا آندو را به
عنوان دو نمونه ازمسایل غیر قابل حل ریاضی داده بود

+ نوشته شده در جمعه چهاردهم تیر ۱۳۹۲ ساعت 2:15 توسط فرخنده مهران پور
|
قلمی خواهم ساخت از نی باغ بهشت جوهر ازشیشه ذات کاغذازصفحه ی دل